خانوم من

تعرفه تبلیغات در سایت

اووووووووم سلام خب بریم سر وقت دیشبمون یعنی 4 مهر ماه 95

یه روز توپ که با هم داشتیم ... دیروزی در مغازه که نشسته بودی توضیح میدادی کار رو .. برات همزمان یه متن نوشتم با عنوان پرزنتور من ... خوشگل منی تو ها ... دیروز که جلساتمون تموم شد با همدیگه رفتیم تو شهر یکم تاب خوردیم ... بعد گفتی گشنته بعد پیدا نکردیم چیز خوشمزه و جدید ...بعد رفتی شیرموز بستنی خریدی خوردیم ... مال خودتم نتونستی تا ته بخوری آخرش دادی به من آخرشو خوردم ... بعدش کلی تو راه خندیدیم هی این و اون میدیدنمون ... خخخخخ بعدش رفتیم افتادیم تو جاده ... بعد کلی سر دردت بد تر شد ... کلی عشقت بهت زنگ زد زهراجونت ..خخخخخخ ... بعد گفتی بریم اتیشگاه ... با هم رفتیم اونجا ... یکم اومدی سرتو گذاشتی تو دلم ... یکم لبامو گذاشتم رو لبات و باهات حرف زدم ... قربون صدقت رفتم ... یه خورده ازت بوس گرفتم ... چقد لوس شدی واسه اینکه سرت خوب بشه بوست کنم ... در داروخونه که رفتیم قرص بگیریم و بعد رفتیم اب گرفتیم ... قرص بت دادم خوردی بعد کلی بوست کردم سرت خوب بشه ... هی بهم میگفتی کمه جوجه ... میخورمت من اخرش ... دو لقمه ات میکنم من ... چقد با انگشتات لبامو ناز کردی ... بعدم که گذاشتمشون رو لبهات بوسیدیشون ...بعد خیلی خوابت میومد ... رفتیم در خونتون ... تو رفتی خونه ... منم رفتم دفتر محصول گرفتمو رفتم خونه ... زود هم خوابت برده بود دیشب ... الانم که دانشگاهی فدات بشم من ...

میمیرم برات زندگیم

نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 17:11
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :