6/6

تعرفه تبلیغات در سایت

سلام یادته این روزا ...

اولین جلسه مشاوره که با هم رفتیم ... رفتیم سی و سه پل شستیم با هم کتاب در مورد ازدواجمون خوندیم ...

نشستیم پیش مشاور مثل آدم بزرگا از خودمون و زندگیمون حرف زدیم ... چقد خوب بود ... دلیل دوست داشتن همدیگه رو گفتیم ...

چقد با هم قدم زدیم ... خخخخخ ... رفتم دستشویی و بیام میخواستن بدزدنت ... اومده بودن بهت میگفتن قصد ازدواج نداری ... بیشعوووورا ... با هم رفتیم چقد راه رفتیم دو تایی رفتیم پارک ناژوان ... منکه برا اولین بارم بود رفتم تو خوده پارک ... یادشون به خیر ... چقد خاطره ها خوبی بودن ... یه اولین دیگم داشتیم ... اون شب برمیگشتیم خونه ... کلی با هم راحت بودیم ... کلی ارامش گرفتیم ... چقد تو بغلت بودم و بوسیدمت ... چقدر عالی بود ... چشمات چقدر قشنگ بود ... چقد انرژی داشتیم اون شب و چقدر بهم نزدیک بودیم ...

میدونی تولد بازاریابی شبکه ای هم بود ...خخخخخخخخ ...

آخی چقدر دلم واسه اون روز تنگ شد ... دلم بغلتو خواست ...

هووووم یادته اون روز چه اتفاقی افتاد ... از اون پیرزنه فلفل خریدی ... بعد بهش گفتی هاچخانوم دعا کن

ما با هم ازدواج کنیم ...

اصلا معلوم بود حالت دست خودت نبود ... دلت حرف زد نه خودت ... اون وقت یهو چشمام پر اشک شد ...

یه چیز دیگم یادم اومد ... اون روز تو پارک ناژوون ... یه دختره باز بهم زل زد بعد بدت اومده بود و بهم گفتی کی بود ...

اما من اصلا ندیدمش و نمیدونم کی بود ... بعد گفتی فکر کنم برعکس شده من دیگه باید مواظب تو باشم تا تو مواظب من ...

چقدر اون روز با همدیگه عکس گرفتیما ... یادش به خیر

اووووووووم بعد فرداش برات عکسا رو چند تا رو فرستادم ... بهم گفتی پاکش کن ...

اصلا توش موندم چرا اینو گفتی ...

که بعدش اومدم پیشتو با هم حرف زدیم ... دلیلشو خواستم و اون اتفاقات افتادو ... عکساتو جلوت حذف کردمو ...

بعد دیدم بهت کلی برخورد و بغض کردیو اینا ... تا گفتم عکسامونا دارم همه رو ... یادشون به خیر ...

خیلی میخوامت عشقم

نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:55
برچسب‌ها : 6/6/16,6/6/06,6/6/2016,6/6/44,6/6/6,6/6/16 date,6/6 nylon,6/6 vision,6/6/2006,6/6/06 movie,

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :